تبیین دیپلماسی فرهنگی سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد در نظام بین الملل | ||
| رهیافتهای سیاسی و بین المللی | ||
| مقاله 1، دوره 7، شماره 4 - شماره پیاپی 46، تیر 1395، صفحه 9-47 اصل مقاله (7.69 M) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| محمدعلی بصیری (نویسنده مسئول)* 1؛ حمید احمدی نژاد2 | ||
| 1استادیار گروه روابط بین الملل، دانشگاه اصفهان | ||
| 2دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه اصفهان | ||
| چکیده | ||
| اهمیت دیپلماسی فرهنگی برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری دارای سابقة تمدنی-فرهنگی چندهزار ساله و نیز مبتنی بر آموزه ها و ارزشهای الهی، بسیار زیاد است. اما تغییر گفتمانهای حاکم بر سیاست خارجی ایران منجر به تفاوت در میزان اهمیت آن، عدم توجه یکسان، عدم یکدستی کاربرد و در نتیجه دستاوردهای نه چندان چشمگیر آن است. در واقع در ایران، هر گفتمان با ارایة یک هویت نقشیِ متفاوت، منجر به رویکرد خاصی در ارتباط با نظام بین الملل شده است. به این معنا، تأکید گفتمان خاتمی بر مؤلفه های مدرنیته، و ابتناء گفتمان احمدی نژاد بر مؤلفه های سنت باعث نزدیکی ارزشها و هنجارهای فرهنگی ایران و نظام بین الملل در دوران خاتمی و اختلاف بین آنها در دوران احمدی نژاد شد. هدف اصلی این مقاله، براساس چارچوب نظری سازه انگاری، پاسخگویی به این سؤال است که: «کنش و واکنش دیپلماسی فرهنگی ج.ا.ایران در دوران خاتمی و احمدی نژاد با نظام بین الملل مبتنی بر چه رویکردی بوده است؟» فرض اصلی ما بر این است که «نزدیکی ساختارهای بین الاذهانی داخلی با ساختارهای بین الملل در گفتمان خاتمی منجر به تعامل کانتی، و دوری بین این دو ساختار در گفتمان احمدی نژاد منجر به تقابل هابزی دیپلماسی فرهنگی او با نظام بین الملل شده است». روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانهای است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جمهوری اسلامی ایران؛ دیپلماسی فرهنگی؛ سازهانگاری؛ گفتگوی تمدن ها؛ گفتگوی ادیان؛ تعامل کانتی؛ تقابل هابزی | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Cultural Diplomacy of Seyed Mohammad Khatami and Mahmoud Ahmadinejad in International System | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Mohammad Ali Basiri1؛ Hamid Ahmadinejad2 | ||
| چکیده [English] | ||
| The importance of cultural diplomacy for Islamic republic of Iran as a country of thousands of years of civilized culture, based on religious values and traditions, can not be ignored. But, a change in dialogues ruling foreign policy of Iran may lead to a change in the mentioned importance, ignorance, lack of utilization and vein achievements as well. As a matter of fact, each dialogue in Iran provides a different identity which leads to a specific attitude towards international system. To this end, the focus of Khatami dialogue is on modernity while Ahmadinejad emphasizes on tradition. Consequently, values and norms of Iran were approaching international values and norms while a great gap was seen in Ahmadinejad presidency. Based on structuralism, the current study is aimed to answer the question that on what bases were the action and the reaction of the cultural diplomacy of Iran to international system during presidency of Khatami and Ahmadinejad? Our hypothesis is that the affiliation of national and international structures during presidency of Khatami led to Kantian interaction while the gap between them during presidency of Ahmadinejad led to Hobbesian contrast. This study is of analytical-descriptive nature conducted as a desk research. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Islamic Republic of Iran, Cultural Diplomacy, Structuralism, Cultural Dialogues, Religon Dialogues, Kantian Interaction, Hobbesian Contrast | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,247 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 5,887 |
||
