چهرههای جنون؛ از فوکو به ابنحبیبنیشابوری | ||
| شناخت | ||
| مقاله 4، دوره 11، شماره 2 - شماره پیاپی 79، اسفند 1397، صفحه 83-116 اصل مقاله (747.04 K) | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| نویسنده | ||
| عارف دانیالی* | ||
| گنبدکاووس | ||
| چکیده | ||
| ابنحبیبنیشابوری در کتاب خویش – که ذیل ادبیات صوفیانه دستهبندی میشود- اقسام معانی جنون را برمیشمرد؛ در این طبقهبندی، هرگز جنون، بیماری پنداشته نمیشود و نقطۀ مقابل خردمندی نیست. دیوانه کسی است که سبکی متفاوت از زندگی همگانی را برمیگزیند و هنجارهای رسمی را زیرِ پا مینهد. بدینترتیب، دیوانه همچون نقاد اجتماعی-سیاسی بازنمایی میشود. دیوانگی، زبان حاشیهنشینان و مطرودان است. از اینروست که همواره شکل طنز و هجو به خود میگیرد و سلسله مراتب معرفتی-اخلاقی را باژگونه میسازد. فوکو نیز گفتمان روانپزشکی که تحت کردارهای شکافانداز، دوقطبیِ «عقل-جنون» را برمیسازد و کردار اندیشیدن به شیوۀ متفاوت را منتفی میسازد، به نقد میکشد. از دید فوکو، روانپزشکی ابزار کنترل اجتماعی و حذف سوژههای تکین است. این رهیافت، نگاه فوکو را به فهم ابنحبیب نیشابوری از جنون نزدیک میکند. البته برخلاف ابنحبیب نیشابوری، فوکو از هرگونه تفسیر رمانتیک یا ذاتگرایانه از یک باطن معصومانه امتناع میورزد. فوکو، هرگونه بازگشت به گفتمانهای پیشامدرن را همچون رهیافتی ارتجاعی نفی میکند. او به مفهوم جنون توجه مینماید از این حیث که شکلی از سیاستورزیِ غیررسمی را ممکن میکند: نوعی اِعمال قدرت از پایین به بالا، فراروی از کردارهای تقسیمکننده. به عبارتی دیگر: فراسوی نیک-بد یا صدق-کذب. اما ابن حبیب نیشابوری، در چارچوب گفتمان صوفیانه، از زبان شیدایان یک گفتمان هژمونیک علیه گفتمان فلسفی میسازد. مقالۀ حاضر با مقایسۀ دیدگاه ابن حبیبنیشابوری با فوکو میکوشد از شباهتهای ظاهری به تفاوتهای گفتمانی برسد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ابنحبیب نیشابوری؛ فوکو؛ جنون؛ کردارهای تقسیمکننده؛ تفاوت؛ قدرت؛ ذاتگرایی | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Faces of madness: Foucault to Ibn Habib Neyshaboory | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Aref daniali | ||
| gonbad kavoos | ||
| چکیده [English] | ||
| Ibn Habib Neyshaboory in self' book –that it is classified as sufi literature- considers the kinds of madness. In this classification, never madness isn't conceived as illness and it isn't the contrast with rationality. A madman is a man who he chooses different style with public life and refuses formal normal. At a conclusion, a madman is representated as critic of society and politics. Madness is language of outcasts and isolated persons. Therefore, it is irony and overturne ethics-knowledge regime.Foucault, also, criticizes psychiatry' dividing practices that constitutes reason-madness polarity and denies a different ways of thinking. In view of Foucault, psychiatry is a apparatus for social control and rejaction of singular subjects. In this approach, Foucault's perpective becomes similar to Ibn Habib's.But, Foucault, against Ibn Habib, avoids romantic or essentialist interpretation about a innocent essence. Foucault considers refrence to pre-modern discourses as a regressive approach. He pays attention to madness concept because it make possible forms of informal politics: ways of practicing power down to up and pass out of dividing practices. It is beyond of good-bad or truth-false. But Ibn Habib, in sufi discourse, constitutes madness language as hegemonic discourse against philosophical discourse. This article make a comparison between Foucault and Ibn Habib and it transfers superficial similarity to discoursive difference. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Ibn Habib Neyshaboory, Foucault, madness, dividing practices, difference, Power, Essentialism | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,184 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 4,159 |
||
