فراتحلیل مطالعات تأمین مسکن گروه های کم درآمد ایران | ||
| فصلنامه علمی توسعه پایدار محیط جغرافیایی | ||
| مقاله 4، دوره 8، شماره 16، فروردین 1405 | ||
| نوع مقاله: علمی - پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/sdge.2026.242976.1288 | ||
| نویسندگان | ||
| سجاد جوکار؛ لطفعلی کوزه گر کالجی* | ||
| گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| مقدمه: مسکن فراتر از یک سرپناه، از اساسیترین نیازهای بشر و ارکان توسعه پایدار شهری است. رشد شتابان جمعیت شهری تقاضا برای مسکن را به شدت افزایش داده، اما تکیه بیش از حد به سازوکارهای بازار به جای برنامهریزی جامع، پیامدهایی همچون کمبود زمین، پراکندهرویی شهری و ناترازی در عرضه و تقاضا را رقم زده است. این وضعیت بهویژه برای اقشار کمدرآمد بحرانیتر است. در ایران، سیاستهای مختلفی پس از انقلاب برای حمایت از این قشر تدوین شد که شاخصترین آنها «طرح مسکن مهر» در دولتهای نهم و دهم بود. اگرچه این طرح با شعار عدالت در خانهدار شدن آغاز شد، اما در مقام اجرا در بسیاری از استانها با چالشهایی همچون عدم ایفای تعهدات و کاهش کیفیت روبهرو شد. با تحولات سالهای اخیر، از جمله کوچک شدن بُعد خانوار و تبدیل مسکن به یک کالای سرمایهای تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، بازنگری در این سیاستها به اولویت پژوهشگران تبدیل شده است. مواد و روشها: این مطالعه با استفاده از روش فراتحلیل، به بررسی جامع تولیدات علمی ایران در حوزه مسکن کمدرآمدها بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ پرداخته است. جامعه آماری از پایگاههای معتبری همچون SID، نورمگز و پرتال جامع علوم انسانی استخراج شد. از میان پژوهشهای متعدد، ۳۰ مطالعه که دارای معیارهای دقیق آماری (مانند ضریب همبستگی پیرسون و حجم نمونه مشخص) بودند، انتخاب شدند. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS22 و CMA2 انجام گرفت. برای اطمینان از صحت نتایج، آزمونهای همگنی Q، نمودار قیفی و آزمون تاوکندال جهت بررسی سوگیری انتشار به کار گرفته شدند. در نهایت، مدل اثرات تصادفی برای تجمیع یافتهها انتخاب شد تا تفاوتهای ساختاری میان مطالعات به درستی لحاظ گردد. نتایج و بحث: تحلیل روند زمانی نشان میدهد که پژوهشهای این حوزه پس از یک دوره رکود (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۶) که همزمان با اجرای مسکن مهر بود، از سال ۱۳۹۶ مجدداً شتاب گرفته است. این بازگشتِ توجه، ناشی از چالشهای جدید بازار مسکن و تغییرات ساختاری در خانوادههای ایرانی است. از نظر توزیع جغرافیایی، ۷۰ درصد مطالعات در سطح استانی متمرکز بودهاند. از لحاظ روششناسی، ۵۰ درصد پژوهشها کاربردی و ۴۰ درصد توصیفی-تحلیلی بودهاند که عمدتاً از طریق پرسشنامه و پیمایش، نظرات متخصصان و ساکنان را جویا شدهاند. آزمون Q ناهمگنی مطالعات را تأیید کرد و آزمونهای سوگیری نشان داد که یافتهها فاقد خطای انتشار سیستماتیک هستند. میانگین اندازه اثر استخراج شده ۰.۵۹ برآورد شد که طبق معیار کوهن در سطح متوسط قرار دارد؛ این یعنی روابط شناسایی شده در مطالعات قبلی از نظر علمی معنادار بوده و اهمیت اجرایی متوسطی دارند. نتیجهگیری: سیاستهای دولتی مستقیماً بر وضعیت مسکن و جهتگیری پژوهشها اثرگذار بودهاند. مسکن مهر علیرغم اهداف اولیه، به دلیل ناهماهنگیهای منطقهای و تأخیر در تحویل، نتوانست به تقاضای واقعی پاسخ کامل دهد. امروزه با توجه به تورم و تبدیل مسکن به ابزار سرمایهگذاری، نیاز به مسکن استطاعتپذیر بیش از پیش احساس میشود. یافتهها تأکید میکنند که تأمین مسکن در ایران در سطح متوسطی متوقف مانده است. برای خروج از این وضعیت، اصلاح ساختار بازار مسکن، کاهش وابستگی به مکانیزمهای صرفاً سودمحور، برنامهریزی فضایی منسجم و استفاده از ابزارهای مالی پایدار ضروری است تا عدالت اجتماعی و فضایی در این بخش محقق گردد. یافتهها: نتایج نشان داد نخستین پژوهشها در حوزه تأمین مسکن اقشار کمدرآمد در سال ۱۳۸۳ انجام شده و تا سال ۱۳۹۶ روند نزولی داشته است. این دوره همزمان با دولتهای نهم و دهم و اجرای طرح مسکن مهر بود. پس از پایان این دولتها و بروز مشکلات و ناتوانی در اجرای تعهدات در برخی استانها، از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ روند پژوهشها و مطالعات در این حوزه مجدداً شتاب گرفته است. این افزایش ناشی از تغییرات جمعیتی شامل کاهش بعد خانوار و تمایل خانوادهها به ساختارهای دو تا سهنفره، مسائل اقتصادی، چالشهای بازار مسکن و تبدیل مسکن به کالای سرمایهای بوده است. از نظر جغرافیایی، ۷۰ درصد مطالعات در مقیاس استانی، ۲۰ درصد در سطح شهری و ۱۰ درصد در سطح کشوری انجام شدهاند. در حوزه روششناسی، ۵۰ درصد پژوهشها با رویکرد کاربردی، ۴۰ درصد توصیفی–تحلیلی و ۱۰ درصد کیفی انجام شدهاند. ابزار گردآوری دادهها در ۳۰ درصد پرسشنامه، ۳۰ درصد پیمایش، ۲۰ درصد مصاحبه و ۲۰ درصد تحلیل محتوا بوده است. جامعه آماری در ۵۰ درصد پژوهشها متخصصان حوزه مسکن، در ۴۰ درصد ساکنان شهرهای مورد مطالعه و در ۱۰ درصد متون علمی بودهاند. نتایج آزمون همگنی Q با سطح اطمینان ۹۹ درصد، ناهمگنی میان پژوهشها را تأیید کرد و لذا مدل اثرات تصادفی برای ترکیب یافتهها مناسب تشخیص داده شد. نمودار قیفی و آزمون تاوکندال نشان دادند که در انتشار پژوهشها سوگیری معناداری وجود ندارد. نتایج رگرسیون خطی نیز مؤید عدم خطای انتشار بود. میانگین اندازه اثر محاسبهشده برای تأمین مسکن اقشار کمدرآمد در ایران برابر با ۰.۵۹ گزارش شد که در محدوده اطمینان آماری قرار دارد و بر اساس معیار کوهن، در سطح متوسط ارزیابی میشود. این مقدار نشان میدهد که رابطه میان متغیرهای بررسیشده در مطالعات قبلی از نظر آماری معنادار و از نظر علمی دارای اهمیت متوسط است. بر اساس نتایج فراتحلیل، سیاستهای دولتها در زمینه تأمین مسکن اقشار کمدرآمد تأثیر قابلتوجهی بر روند پژوهشها و وضعیت مسکن داشته است.طرحهایی مانند مسکن مهر در ابتدا با هدف حمایت از گروههای کمدرآمد طراحی شدند، اما در اجرا با مشکلاتی همچون ناهماهنگی منطقهای، کمبود زمین، تأخیر در تحویل واحدها و ناتوانی در پاسخگویی به تقاضای واقعی مواجه شدند. پس از این دوره، افزایش تعداد خانوارهای کوچک، رکود اقتصادی، و تبدیل مسکن به کالایی سرمایهای موجب تشدید نیاز به مسکن قابل استطاعت گردید. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید میکند که بدون اصلاح ساختار بازار مسکن و کاهش وابستگی آن به مکانیزمهای صرفاً بازارمحور، تحقق عدالت فضایی و اجتماعی در حوزه مسکن امکانپذیر نخواهد بود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| فراتحلیل؛ مسکن؛ گروه های کم درآمد؛ ایران | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| A Meta-Analysis of Affordable Housing Provision Studies for Low-Income Households in Iran | ||
| نویسندگان [English] | ||
| Sajad Jokar؛ Lotfali Kozegar Kalji | ||
| Department of Human Geography and Spatial Planning، Faculty of Earth Sciences، Shahid Beheshti University, Tehran, Iran | ||
| چکیده [English] | ||
| Introduction: Housing represents a fundamental human necessity and a pillar of sustainable development. Rapid urbanization and population growth have increased the number of households, thereby escalating the demand for urban housing. Currently, housing provision is increasingly shaped by market forces rather than strategic planning, leading to adverse outcomes like land shortages, urban sprawl, and sectoral imbalances. Given that urban growth patterns significantly impact human health and environmental resources, providing housing—particularly for low-income populations—is a primary governmental concern. In post-revolutionary Iran, various policies aimed to address these shortages. A notable initiative was the “Mehr Housing Project” during the ninth and tenth administrations. However, implementation failures and unfulfilled commitments in provinces like East/West Azerbaijan, Khuzestan, and Ardabil undermined its overall effectiveness. In recent years, demographic shifts toward smaller households, economic downturns, and the commodification of housing have reignited the urgency for academic and policy-driven interventions. Materials and Methods: This research employs a meta-analysis to review to conduct a comprehensive review of Iranian housing studies from 2001 to 2024. The statistical population was sourced from major databases including the Comprehensive Humanities Portal, SID, and Noormags. Selection criteria were rigorous, requiring Pearson correlation coefficients, defined sample sizes, and specific research variables. From the initial pool, 30 qualified studies were selected. Data were processed using SPSS22 and CMA2 to determine effect sizes. To ensure statistical integrity, the research employed the Q homogeneity test, funnel plots for publication bias, and Kendall’s Tau. A random-effects model was specifically chosen to account for the inherent heterogeneity across the diverse studies. Results and Discussion: The results show that research on low-income housing in Iran began in 2004 and declined until 2017, a trend that parallels the implementation period of the Mehr Housing Project. However, research surged between 2017 and 2023 due to emerging implementation failures, economic challenges, and demographic shifts toward smaller households. Geographically, 70% of studies were provincial, 20% urban, and 10% national. Methodologically, 50% were practical and 40% descriptive-analytical, primarily using questionnaires and surveys (60%) to gather data from specialists and residents. Statistical analysis via the Q test confirmed study heterogeneity, justifying the random-effects model. With no significant publication bias detected, the average effect size was calculated at 0.59. According to Cohen’s criteria, this represents a moderate yet statistically significant relationship between the studied variables, indicating that while housing policies had an impact, their practical effectiveness remains at a medium level. Conclusion: The meta-analysis demonstrates that governmental policies have deeply influenced both research trends and the lived reality of housing. While programs like "Mehr" intended to support the poor, they were marred by regional imbalances and construction delays. The shift of housing from a social right to an investment commodity has only intensified the crisis. The findings conclude that housing provision in Iran has reached a moderate level of success but remains insufficient. To achieve true spatial and social justice, the government must move away from purely market-driven mechanisms and implement targeted policymaking, integrated spatial planning, and sustainable financial instruments | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Meta-Analysis, Housing, Low-income groups, Iran | ||
| مراجع | ||
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 119 |
||
