تغییرات احساس دلبستگی به مکان در جابه جایی های ساکنان در محیط های مسکونی پس از وقوع سوانح طبیعی | ||
| فصلنامه علوم محیطی | ||
| مقاله 8، دوره 22، شماره 4، 1403، صفحه 677-694 اصل مقاله (1.02 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48308/envs.2024.1404 | ||
| نویسندگان | ||
| زهرا شوبکلایی1؛ سیدعباس یزدانفر1؛ سعید نوروزیان ملکی* 2 | ||
| 1گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران | ||
| 2گروه معماری منظر، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| سابقه و هدف: دلبستگی به مکان مبنایی برای درک ماهیت پیچیده روابط انسانی با مکان اطرافش میباشد. بر این اساس، انسانها نیاز اساسی به ارتباط اجتماعی دارند، بهگونهای که باید روابط بین فردی را ایجاد و حفظ کنند و احساس امنیت، پذیرش و تعلق را از این روابط به دست آورند. سوانح طبیعی باعث آسیبهای فیزیکی به محلات مسکونی و ایجاد ناراحتیهای روانی میشود. پژوهشهای انجام شده در مورد تأثیر مخاطرات طبیعی نشان داده است که رابطه پیچیدهای بین دلبستگی به مکان و خطر درک شده وجود دارد. مفهوم احساس دلبستگی از یکسو متأثر از جنبههای انسانی برآمده از حوزههای روانشناسی و جامعهشناسی و بخش دیگر آن برخاسته از حوزه معماری میباشد که در خلال رویدادهای مختلف مانند جابهجایی ساکنان پس از سوانح دستخوش تغییرات قرار میگیرد. در مطالعات به جنبه کالبدی احساس دلبستگی افراد پس از سوانح کمتر توجه شده است. از این رو، در این پژوهش مفهوم دلبستگی به مکان در سطح محلات مسکونی بر اساس سه مؤلفه معماری مسکن، بافت شهری و منظر طبیعی سنجیده میشود. مؤلفه معماری مسکن شامل معیارهای مقیاس، تراکم، حریم شخصی، مبلمان، خوانایی، دید و منظر و انسجام است. مؤلفه بافت شهری دارای زیرمؤلفههای خدمات شهری، دسترسی، سلسلهمراتب، چیدمان کارآمد، تنوع فعالیتی، پاسخگویی به نیازها و عناصر شهری و در نهایت مؤلفه منظر طبیعی دارای زیرمؤلفههای فضای سبز و آسایش اقلیمی میباشد. مواد و روشها: روش انتخابی در این پژوهش ترکیبی (کیفی و کمی) است. در مرحله اول با مراجعه به منابع موجود و اسناد کتابخانهای، فهرستی از مؤلفههای مؤثر بر احساس دلبستگی افراد در فضای مسکونی استخراج و سپس با استفاده از روش کیفی متغیرهای موردمطالعه برحسب کلیت آنها در گروههای مختلف دستهبندی شدند. با بهرهگیری از پژوهش پیمایشی، شهرک ولایت واقع در شهر نکا بعنوان موردپژوهی انتخاب گردید. پس از برداشت میدانی و گونهشناسی محله مسکونی ولایت، 340 پرسشنامه محققساخته با روش نمونهگیری خوشهای و مطابق با نرمافزار G-Power در بین اقشار مختلفی از ساکنان توزیع شد. در مرحله اعتبارسنجی ابزار پژوهش، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط متخصصان موردتأیید قرار گرفت. سپس به کمک تحلیلهای آماری، ویژگیهای کالبدی محله مسکونی بهعنوان متغیر مستقل و شاخصههای مفهوم دلبستگی بعنوان متغیر وابسته موردارزیابی قرار گرفت که با در نظر گرفتن بار عاملی هر سنجه و میزان خطای پنهان، جایگاه هر یک از متغیرها تعیین شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که بین مؤلفههای بافت شهری (815/0 = r)، منظر طبیعی (768/0 = r) و معماری مسکن (761/0 = r) با دلبستگی ساکنان پس از سوانح ارتباط مستقیم وجود داشت (05/0>P). همچنین مقدار ضریب رگرسیونی استانداردشده (Beta) برای مؤلفه بافت شهری شامل زیرمؤلفه تنوع فعالیتی در محیط مسکونی (001/0>P و 318/0 = β) و چیدمان کارآمد (001/0>P و 317/0 = β)، مؤلفه معماری مسکن شامل زیرمؤلفه خوانایی فضا (001/0>P و 345/0 = β) و مؤلفه منظر طبیعی شامل زیرمؤلفه آسایش اقلیمی (001/0>P و 472/0 = β) بود. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، میتوان بر اهمیت نقش طراح بهعنوان خالق فضا تأکید داشت. تصمیمات طراحان و برنامهریزان در انتخاب مؤلفههای کالبدی مؤثر توأمان با طراحی جزء فضاها و سایر عوامل طبیعی منجر به تغییر در میزان احساس دلبستگی اهالی پس از سوانح در سطح محلات مسکونی میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حس دلبستگی به مکان؛ منظر طبیعی؛ عوامل کالبدی؛ محیط مسکونی؛ سوانح طبیعی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 7,960 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 6,268 |
||
| تعداد نشریات | 41 |
| تعداد شمارهها | 1,606 |
| تعداد مقالات | 14,098 |
| تعداد مشاهده مقاله | 97,378,687 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 62,069,563 |